یکشنبه , ۶ فروردین ۱۳۹۶
خانه / سرگرمی / داستان / تن آدمی شریف است به جان آدمیت

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

تن آدمی شریف است به جان آدمیت

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، ۲۰ دلار را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایلاست این پول را داشته باشد؟   دست همه حاضران بالا رفت.   سخنران گفت: بسیار خوب، من این پول را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن میخواهم کاری بکنم.   و سپس در برابر نگاه‏های متعجب، پول را هر طور که توانست با دست خود مالید تا که پول دیگه خیلی کهنه شده بود و باز پرسید: چه کسی هنوز مایل است این پول را داشته باشد؟   و باز دستهای حاضرین بالا رفت.   این بار مرد، این پول کهنه شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روی زمین کشید. بعد پول را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت.   سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر این پول آوردم، از ارزش این پول چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.   و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین‏طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیماتی که میگیریم یا با مشکلاتی که رو به‏ رو میشویم، خم میشویم، خاک‏آلود میشویم و احساس میکنیم که دیگر ارزش نداریم، ولی اینگونه نیست و صرف‏ نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمیدهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم. و چه خوب شیخ اجل سعدی شیرازی در این باره گفته است:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت              نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به تمام عیار است