خانه / سرگرمی / داستان / حکایت به دنیا آمدن دختر

حکایت به دنیا آمدن دختر

حکایت به دنیا آمدن دختر

زن بخارایی دختری بیاورد.

مادرش می گفت: دریغا! اگر در میان پایش چیزی بودی!

دایه گفت: تو عمرش از خدا بخواه، اگر بماند چندان چیز در میان پایش ببینی که ملول شوی!

عبید زاکانی

دیدگاه شما چیست؟

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به تمام عیار است