پنج شنبه , ۵ اسفند ۱۳۹۵
خانه / سرگرمی / داستان / داستان آتش بر فراز کوه

داستان آتش بر فراز کوه

داستان آتش بر فراز کوه

مردم حبشه می‌گویند که در روزگار قدیم در شهر آدیس‌آبابا جوانی بود به نام آرحا. این جوانک اصلاَ اهل کوراج بود و وقتی از ده به شهر آمده بود به خدمت تاجر متمولی به نام هاپتوم هاسی در‌آمده بود. هاپتوم هاسی چنان ثروتمند بود که می‌توانست هر چه را که دل بخواهد با پول بخرد. این مرد غالباَ هم حوصله‌اش سر می‌رفت زیرا هر چه عیش و عشرت در دنیا وجود داشت آزموده بود و دیگر در این دنیا هیچ تنعم و طرب تازه‌ای نبود که خاطر او را به خود مشغول بدارد. یک شب سرد زمستانی که بادهای سخت در جلگه می‌وزید هاپتوم به نوکرش آرحا فرمان داد که هیزم بیاورد و بخاری را آتش بکند. وقتی کار آرحا تمام شد هاپتوم این‌طور گفت:  آدمیزاد در برابر سرما چقدر مقاومت دارد؟ نمی‌دانم آیا کسی می‌تواند یک شب سرد زمستانی از سر شب تا صبح سر قله مرتفع کوه این‌توتو در برابر وزش بادهای سخت دوام بیاورد؟ و تا صبح بی‌هیچ پوشش گرم و لباسی همان‌جا بیتوته کند و نمیرد؟

دیدگاه شما چیست؟

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به تمام عیار است