خانه / سرگرمی / داستان / داستان آشپز و مگس

داستان آشپز و مگس

داستان آشپز و مگس

بر سر سفره ای ناگهان صاحب خانه دید که در یک بشقاب مگسی افتاده است.

آشپز را صدا کرد و در اوج عصبانیت گفت : مگر ندیدی مگس توی آش افتاده است؟

آشپز با کمال سادگی و وقار گفت : ای آقا ! مگر یک مگس چقدر می تواند آش بخورد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme