دوشنبه , ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶
خانه / سرگرمی / ضرب المثل / ضرب المثل زردآلو را برای هسته‌اش می‌خورد

ضرب المثل زردآلو را برای هسته‌اش می‌خورد

ضرب المثل زردآلو را برای هسته‌اش می‌خورد در مورد افراد تنگ نظر و خسیس به کار می‌رود که برای رسیدن به سود ناچیزی تن به هر کاری می‌دهند.
روزی مرد خسیسی که آوازه‌ی خساست و تنگ نظری‌اش در شهر پیچیده بود، تصمیم گرفت برای خودش میوه بخرد. این کار برای مردی که خود را از داشتن بسیاری از نعمت‌ها محروم می‌کرد به این دلیل که ممکن است خرجی برای او داشته باشد بعید بود. این مرد به حدی خسیس بود که حتی ازدواج هم نکرده بود. چون اگر ازدواج می‌کرد باید خرج همسرش را می‌داد. حتی ممکن بود بعد از چند سال صاحب فرزندی شود آن وقت باید خرج بچه‌اش را هم می‌داد.
برای چنین مردی بسیار تعجب آور بود که تصمیم گرفته از بخشی از پول‌هایش بگذرد و برای خود میوه بخرد. به هر حال مرد خسیس به در دکان میوه فروشی رفت و سیب، گلابی، گیلاس، هلو و آلو در دکان میوه‌فروش در کنار هم برق می‌زدند.
مرد خسیس دلش می‌خواست همه‌ی این میوه‌ها را بخورد. از طرفی هم دلش نمی‌خواست زیاد پول خرج کند و شروع کرد به سبک و سنگین کردن معایب و محاسن هریک از این میوه‌ها. هلو و آلو را که نمی‌خرم، چون وسط آنها هسته است و به هیچ دردی نمی‌خورند. سیب و گلابی هم با اینکه هسته کوچکی دارند ولی بخشی از میوه اینگونه به هدر می‌رود و باید به دور بریزم.
همینطور که داشت میوه‌ها را بررسی می‌کرد چشمش به مقداری زردآلوی گندیده و خراب افتاد که در گوشه دکان میوه فروشی در جعبه‌ی کوچکی ریخته شده بودند. از میوه فروش پرسید این زردآلوها کیلویی چند است. میوه فروش پاسخ داد اینها خراب شده‌اند و کیلویی پنج ریال هم می‌فروشم، مرد خسیس که حرف‌های میوه فروش را شنید با خود گفت از این بهتر نمی‌شود. دو کیلو زردآلو می‌خرم ده ریال تازه هسته‌هایش را هم می‌توانم بخورم.
مرد خسیس با خوشحالی ده ریال داد و دو کیلو زردآلو خرید. بعد از خریدن زردآلوها به اولین خرابه‌ای که رسید نشست و شروع به خوردن زردآلوهای گندیده و خراب کرد. بعد از خوردن چند تا از میوه‌های خراب نزدیک بود حالش بهم بخورد. ولی با خود گفت اشکالی ندارد این زردآلوهای تلخ را می‌خورم به امید خوردن هسته‌های شیرینش.
گدایی که قبل از ورود مرد خسیس در گوشه‌ی خرابه نشسته بود وقتی که دید آن مرد آن زردآلوهای تلخ را به سختی خورد جلو رفت و از او خواست تا حداقل هسته‌ی زردآلوها را به او بدهد. مرد خسیس در جواب گدا گفت: مرد حسابی من این همه زردآلوی گندیده و تلخ را به امید هسته‌های شیرینش خوردم حالا آنها را به تو بدهم!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به تمام عیار است