پنج شنبه , ۵ اسفند ۱۳۹۵
خانه / سرگرمی / ضرب المثل / ضرب المثل شق القمر کرده

ضرب المثل شق القمر کرده

ضرب المثل شق القمر کرده در مورد افرادی است که یک کار آسان را انجام می‌دهند و فکر می‌کنند کار بزرگی کرده‌اند.
در سال‌های ابتدایی که پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به پیامبری برگزیده شدند. مردم حقیقت جوی مکه به دین جدید علاقمند می‌شدند و روز به روز بر تعداد یکتاپرستان اضافه می‌شد. رشد و پیشرفت روزانه اسلام باعث ترس و وحشت در میان بزرگان قریش که از قبایل سرشناس مکه بودند شد. قبیله‌ی قریش که کلیددار کعبه بودند، از بت پرستی مردم خیلی سود می‌بردند و مردم روزانه هدایا، طلا و جواهرات خود را برای بت‌ها می‌آوردند و بزرگان قریش که کلیددار کعبه بودند از این هدایا استفاده می‌کردند و سود زیادی می‌بردند.
گسترش روزافزون اسلام در میان مردم موجب ترس و دلهره در بین کفار شده بود آنها برای اینکه این دین جدید را از بین ببرند به هر کاری دست می‌زدند مانند تشویق آنها که از یکتاپرستی دست بردارند و یا شکنجه و آزار تازه مسلمانان تا از دین خود دست بردارند. ولی برخلاف همه‌ی تلاش‌های آنها روز به روز بر تعداد مردم آزادی خواه و خداپرست مکه اضافه می‌شد.
یک روز گروهی از بزرگان مکه و قریش دور هم جمع شدند تا برای مقابله با دین تازه اسلام راه چاره‌ای بیندیشند. بعد از ساعت‌ها بحث و گفتگو یکی از مشرکان گفت: تمام پیامبران الهی برای همراه کردن امتشان از خود معجزه‌ای نشان دادند و کاری کردند که از عهده‌ی مردم عادی برنمی‌آمد. ما از محمد می‌خواهیم که اگر راست می‌گوید و پیامبر خداست معجزه‌ای نشان دهد. اگر او نتوانست کار خارق العاده‌ای از خود نشان دهد. به مردم تازه مسلمان می‌گویم دیدید که او پیامبر خدا نیست. پس همه قبول کردند ولی یکی از مشرکان گفت: خوب چه کار خارق العاده‌ای از محمد بخواهیم تا برای ما انجام دهد؟
هرکس پیشنهادی داد ولی هیچ کدام موافقت نشد. تا اینکه روز تمام شد و خورشید غروب کرد و ماه در آسمان پدیدار شد و یکی از بزرگان قریش با دیدن ماه گفت: از محمد می‌خواهیم اگر پیامبر خداست ماه را به دو نیم کند.
همه از نظر او استقبال کردند و پذیرفتند که این کار از عهده‌ی هرکسی برنمی‌آید. آن وقت همه با هم به دیدن محمد رفتند و گفتند: تو می‌گویی، پیامبر خدا هستی؟ اگر می‌خواهی ما حرف تو را بپذیریم مثل پیامبران قبلی معجزه‌ای از خود نشان بده و ماه را به دو نیم کن!
یاران و نزدیکان پیامبر که در آنجا بودند گفتند ما از پیامبر معجزات فراوانی دیده‌ایم. شما دل پاک ندارید. و قصدتان از این کارها فقط آزار و اذیت پیامبر است. ولی بزرگان مکه اصرار کردند که ما می‌خواهیم با چشم خود معجزه‌ی پیامبر شما را ببینیم. شاید معجزاتی که برای شما انجام داده سحر و جادو بود. ولی کاری که ما می‌خواهیم انجام دهد دور از دسترس انسان‌ها است و سحر و جادو نمی‌تواند در آن تأثیری داشته باشد.
آنها گفتند: محمد اگر پیامبر خداست باید معجزه‌ای نشان دهد. ما می‌خواهیم او ماه را به دو نیم کند. پیامبر سکوت کرد و به جایی که مردم مکه و مشرکان برای دیدن معجزه پیامبر خدا جمع شده بودند رفتند. پیامبر از خدا خواستند برای بسته شدن دهان کفار و بدگویان معجزه‌ی موردنظر آنها اتفاق بیفتد. ایشان رو به آسمان کردند. دستشان را به طرف ماه گرفتند و با انگشتشان ماه را به دو نیم کردند. با اشاره‌ی انگشت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)‌ ماه از وسط به دو نیم شد و کمی از هم فاصله گرفت. تمام مردمی که برای دیدن معجزه‌ی پیامبر الهی جمع شده بودند. دهانشان از تعجب بازمانده بود. سپس پیامبر با انگشتانشان دو نیمه ماه را به هم نزدیک کردند و ماه کامل شد.
یاران پیامبر که می‌دانستند پیامبر خدا قادر به انجام هر معجزه‌ای است از اینکه این توانایی پیامبر را مردم مکه هم دیدند خوشحال شدند و فریاد شادی سر دادند. تعداد زیادی از مردم مکه که در آن جمع حضور داشتند به پیامبر ایمان آوردند و دین تازه را پذیرفتند. و این برخلاف نقشه بزرگان مکه بود که می‌خواستند با این کار دین تازه را از بین ببرند ولی اسلام بیشتر میان مردم شناخته شد و بر تعداد پیروانش افزوده شد. بزرگان مکه که انتظار نداشتند پیامبر بتواند چنین معجزه بزرگی انجام دهد ناراحت و پشیمان به خانه‌های خود بازگشتند و حرف یاران پیامبر کاملاً درست بود. چون دل‌های سیاه آنها جایی برای نور دین نوپای اسلام نداشت.

دیدگاه شما چیست؟

تمامی حقوق این وبسایت متعلق به تمام عیار است